ناتالی یک دانش آموز زیبا وقتی پدرش به خارج از شهر می رود، او به بهترین دوستانش جف و پولی اجازه می دهد که به خانه بروند. این سه نوجوان جوان به طور جداگانه و با هم چیزهای زیادی در مورد زندگی، عشق و بزرگ شدن می آموزند...
دیوید، یک معلم موسیقی جوان، با جولیا، مادر شاگردش، رابطه نامشروع دارد. یک شب، او مورد حمله وحشیانه یک غریبه قرار میگیرد و توسط دنیل، آدمکشی که برای کشتن شوهر جولیا و دزدیدن چند میکروفیلم استخدام شده، نجات مییابد.
در ناکازاکی، تورا سان و یکی از آشنایانش به پیرزنی که زمین خورده و خودش را مجروح کرده کمک می کنند. او آنها را به خانهاش دعوت میکند، جایی که هر سه شبی را در خوردن و آشامیدن شریک می شوند . سلامتی پیرزن رو به وخامت گذاشته و می میرد. در مراسم تشییع جنازه او، تورا سان عاشق دختر پیرزن می شود، اما به عنوان میانجی برای او و یک دانشجوی جوان حقوق عمل می کند...
برنده 2 جایزه اسکار همچنین نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
"اما" زنی مطلقه است که به همراه پسر جوانش به شهری کوچک نقل مکان کرده و در تلاش است تا در آنجا یک پرورشگاه اسب راه بیندازد. "مورفی" هم عطار آن شهر است و با "اما" آشنا می شود ...
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 12 جایزه و نامزد دریافت 10 جایزه دیگر.
کشوري در آمريکاي جنوبي. «لوييس مولينا» (هرت) همجنس خواهي است که به زندان افتاده و هم سلولي او، «والنتين آرويي» (جوليا)، نويسنده ي مارکسيستي است که به خاطر کمک به فعاليت هاي ضد دولتي زنداني شده است...
کاوشگر مشهور "آلان کواترمین" به همراه زنی که در جستجوی پدرش است ، به جنگلهای آفریقا رفته و توسط قبیله ای ستیزه جو و یک کاوشگر آلمانی تحت تعقیب قرار میگیرند و...
جاناتان پس از برنده شدن در یک بازی شکار پینت بال مقابل دوستانش به فرانسه می رود و در آنجا با ساشا آشنا می شود و عاشق او می شود. وقتی به خانه برمی گردد، خود را در مشکل می بیند...